متن طنز پايين سعي در به تصوير كشيدن حركات مضحكانه برخي از ساده لوحان مي باشد.
يك شب گفتم بروم خونه يكي از فاميلامون كه بالا شهر تهران مي نشينند و خيلي هم وضع مالي شون خوبه ، به قولي پولشون از پارو بالا ميره...
خلاصه رفتيم خونه فاميلامون و ساعتي نگذشته بود حدود ساعت ۱۰ شب كه ....
صداهايي اومد ، هرچند زياد نبود ولي توجه منو به خودش جلب كرد. رفتم ديدم چند نفري روي پشت بام ها داد مي زدند. رفتم پاي پنجره و گوش دادم ديدم الله اكبر مي گويند ، تعجب كردم !!!!!
آخه اين موقعه شب چه اذاني ؟؟؟؟!!!
بعد گفتم شايد اين محله سني نشين هستند و ياد عربستان افتادم ، آخه مكه كه رفته بودم ديدم كه اونجا عربستاني ها روزي ۱۰ ـ ۱۲ بار اذان مي گفتند. خلاصه گفتم آفرين اينها هم خوبه همه با هم اذان ميگويند و همديگه را براي نماز دعوت ميكنند.ولي وقتي يكم بيشتر گوش كردم ديدم نه اينها الله اكبر را بيشتر از حد معمول دارند تكرار مي كنند و بقيه اذان را نمي گويند.{احتمالا بقيه اذان يادشون رفته بود و دائم الله اكبر مي گفتند تا اون يكي بعد كلمه الله اكبر يادش بيافته اما غافل از اينكه همه با هم بقيه اذان را فراموش كره بودند
}

خلاصه هر از چند گاهي از يك گوشه اي صداي الله اكبر مي آمد ، من موندم كه اينها كي نمازشون را قرار بود بخونند!!! كه يهو...
فاميلمون كه رفته بودم خونه شون برگشت گفت اينها كه دارند الله اكبر مي گويند اصلا نماز خوندن بلد نيستند و بعد خاطره اي تعريف كرد:
گفت اون اوايل كه اومده بوديم توي اين محله چون تازه وارد بوديم دقيق نمي دانستيم قبله كدام طرف است و زنگ خونه هركدام از اينها را كه مي زديم گفتند نمي دانيم و خلاصه ما مجبور شديم برويم و قبله نما بخريم.
اين صداهايي هم كه الان مي شنوي اوايل بيشتر بود و هر شب مي آمدند بالا پشت بام و مدام داد مي زدند و الله اكبر ميگفتند ، مثلا براي حمايت از كانديداي خودشون ... همين جا بود كه يكي ديگه از اقوام حرف اين فاميل را قطع كرد و گفت:
اينها كه همه جور خلاف مي كنند و مردم سراسر كشور را اسير تنگ نظري هاي خود كردند و همه جور صدمه زدند واسه چي دارند الكي از الله اكبر استفاده مي كنند ، اينها فقط بلدند در ظاهر بازي كنند و فكر ميكنند مردم نمي فهمند.
بعد اون فاميلمون كه داشت از حضور اين جمعيت در پشت بام ها صحبت مي كرد ادامه داد كه اينها اوايل بيشتر بودند اما به مرور زمان به چند نفر رسيدند و ديگه وقتي براي خيلي شون يكسري از مسايل روشن شد به اشتباه خود پي بردند و ديگه دست به اين كارها كه توسط خارجي ها بر اونها تحميل مي شد ، گوش نمي دادند. اما اين چند نفر كه ديگه خودشون را هم فراموش كردند و هنوز خام هستند ، دنبال آنها مي روند.

خلاصه ما اون شب متوجه نشديم كه اينها:
1 - در تمرين هستند تا مثل موذن زاده اذان بگويند يا نه ؟؟!!
2 - مي خواهند در تعداد اذان گفتن با سني ها رقابت كنند يا نه ؟؟!!
3 - مسابقه هركي بيشتر الله اكبر گفت دارند يا نه ؟؟!!
4 - از كانديداي شكست خورده انتخابات حمايت مي كنند يا نه ؟؟!!
5 - خيانت به كشور و خدمت به اجنوي مي كنند يا نه ؟؟!!
6 - قصد مردم آزاري دارند يا نه ؟؟!!
7 - و...

ولي در كل فكر ميكنم اينها از سر بي غمي و سيري شكم ، خوشي زده زير دلشون و هر شب مي آيند پشت بام و يك شب نشيني و ميوه اي و قليان و چايي مي خورند و مي كشند و كنار هم يك الله اكبر هم مي گويند كه مثلا كارشون را نزد خانواده توجيح كنند تا خانواده ها به اينهال گير ندهند تا بتوانند باز به شب نشيني هاي خود ادامه دهند.